تبليغاتX
...:::: پایان شب سیه سپید است ::::...
...:::: پایان شب سیه سپید است ::::...
... به نام آنکه وجودم به وجود او موجود است ...
«« تو را آنقدر دوست دارم »» سه شنبه 22 مرداد1387 20:35


«« تو را آنقدر دوست دارم »»

تو را آنقدر دوست دارم ----- که دردت را همی خواهم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که وصلت از خدا خواهم

***

تو را آنقدر دوست دارم ----- که روزم با تو آغازم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که شب ها با تو من خوابم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که گوئی عالمی دارم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که گوئی ماتمی دارم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که با تو من بهشت خواهم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که بی تو من غمی دارم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که غم ها را به جان دادم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که دوری را به خود دادم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که دریا ها ، همی ، داند
تو را آنقدر دوست دارم ----- که صحراها ، نمی داند

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که ماه شبها می داند
تو را آنقدر دوست دارم ----- که خورشید زمان داند

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که در یادم توئی ، جانم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که در جانم شدی ، جانم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که عشق را لایقت دانم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که عشق را دوست می دارم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که شادی را ز تو خواهم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که اشکم را ز تو دانم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که گر، دانی شوی غره
تو را آنقدر دوست دارم ----- که گر خواهی ، شوم گریه

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- تو را آنقدر دوست دارم
که ترسم تو بدانی و ----- شوم رنجور و دل خسته

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که بر لب من تو را خواهم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که در دل هم ، تو را خواهم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که شعرم را ز تو دانم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که حِسم ، از تو می دانم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- جهان را از تو می خواهم
تو را آنقدر دوست دارم ----- جهان را از تو می دانم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که دوری را به اشک بازم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که روزی را به صبر خواهم

***
تو را آنقدر دوست دارم ----- که جانم را به تو بازم
تو را آنقدر دوست دارم ----- که قلبم را به تو دادم

تو را آنقدر دوست دارم
تو را آنقدر دوست دارم

سروده ای از جهان
__________________
نوشته شده توسط مصطفی کاوه | موضوع: | لينک ثابت |

«« وصل جانان »» سه شنبه 22 مرداد1387 20:14


«« وصل جانان »»


در پی جانان همی من بوده ام --- مست پیمانه همی من بوده ام
وصل او را همی سنجیده ام --- درد دوری من همی رنجیده ام

***

گر چه من از دوری اش رنجیده ام --- درد دلها ، در دلم گنجیده ام
گر دم عشق من همی ، بوئیده ام --- داستانش در دلم ، گنجیده ام

***

رازها در سینه ی شب دیده ام
نقش حق در دلم گنجیده ام

سروده ای از مصطفی کاوه ( جهان )

نوشته شده توسط مصطفی کاوه | موضوع: | لينک ثابت |

«« حرم یار »» سه شنبه 22 مرداد1387 15:57

«« حرم یار »»

در حرم یار  خرامان شدم --- باک ندارم که گریان شدم
گر شود ارزان دلکم از طلا --- بین که حق را خواهان شدم

سروده ای از مصطفی کاوه ( جهان )

نوشته شده توسط مصطفی کاوه | موضوع: | لينک ثابت |

«« شب نیلوفری »» سه شنبه 22 مرداد1387 15:48


«« شب نیلوفری »»

چشم غم یک روی ماهت دیده است --- درد و غم را در دلت گنجیده است
بی تو در یاد دو چشمت بوده است --- بی چشمان شب نیلوفری را دیده است


سروده ای از : مصطفی کاوه ( متخلص به جهان )

نوشته شده توسط مصطفی کاوه | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس های وبلاگ Penguin Linksbox

 
Copyright © 2006 - Site bus: مصطفی کاوه & Designer: Hessam Sedaghati
JavaScript Codes Powered by  MyPagerank.Net